نقد و بررسی فیلم پناهگاه | یک اکشن متفاوت با بازی جیسون استاتهام

رویداد۲۴| فیلم «پناهگاه» (Shelter) به کارگردانی ریک رومن وو، یکی دیگر از نمونههای آشنای سینمای اکشنِ متکی بر ستاره است؛ فیلمی که دقیقاً میداند مخاطبان جیسون استاتهام از او چه میخواهند و بدون پیچیدگی اضافه، همان را تحویل میدهد. محصول مشترک انگلستان و آمریکا در سال ۲۰۲۶، با مدت زمان یک ساعت و ۳۹ دقیقه، داستان مردی تنها، گذشتهای تاریک و بازگشت ناخواسته به خشونت را روایت میکند؛ فرمولی که بارها در سینمای اکشن امتحان شده، اما همچنان برای طرفداران این ژانر جذاب است.
خلاصه داستان فیلم پناهگاه
داستان «پناهگاه» با معرفی میسون آغاز میشود؛ مردی منزوی که زندگی آرام و دورافتادهای را در جزیرهای در اسکاتلند میگذراند. او گذشتهای نظامی دارد و زمانی یکی از نیروهای ویژه بوده، اما حالا ترجیح داده از جهان خشونت فاصله بگیرد و تنها با سگ وفادارش زندگی کند. این آرامش شکننده زمانی از هم میپاشد که میسون جان دختری نوجوان را از غرق شدن نجات میدهد.
نجات این دختر، که تنها بازمانده خانوادهاش است، زنجیرهای از اتفاقات خطرناک را به راه میاندازد. پناهگاه میسون مورد حمله قرار میگیرد و خیلی زود مشخص میشود که نیروهای اطلاعاتی بریتانیا، او را به اشتباه یک تهدید تروریستی تشخیص دادهاند. میسون که بار دیگر مجبور میشود به مهارتهای مرگبار گذشتهاش تکیه کند، تصمیم میگیرد از دختر محافظت کند؛ تصمیمی که آنها را وارد تعقیب و گریزی پرتنش از اسکاتلند تا لندن میکند.
در طول مسیر، فیلم با صحنههای متوالی درگیری، کمین و تیراندازی پیش میرود و در نهایت به رویارویی نهایی با یکی از چهرههای بانفوذ و فاسد MI۶ میرسد. داستان اگرچه غافلگیری خاصی ندارد، اما با ریتم تند و پیوستهاش، تماشاگر را درگیر نگه میدارد.
عوامل و بازیگران فیلم پناهگاه
ریک رومن وو که سابقه بدلکاری دارد و پیشتر فیلمهایی، چون «گرینلند» را ساخته، در «پناهگاه» بیش از هر چیز بر طراحی صحنههای اکشن تمرکز کرده است. این تجربه باعث شده درگیریها از نظر فیزیکی قابلقبول و منسجم باشند، حتی اگر بستر داستانی آنها تکراری به نظر برسد. فیلمنامه که توسط وارد پری نوشته شده، بر کلیشه «سرباز بازنشسته با گذشتهای تاریک» تکیه دارد و تلاش چندانی برای شکستن این الگو نمیکند.
جیسون استاتهام در نقش میسون، همان تصویری را ارائه میدهد که سالهاست مخاطبانش با آن آشنا هستند؛ مردی کمحرف، خشن، آسیبدیده و شکستناپذیر. او بدون تلاش برای متفاوت بودن، نقش را با اتکا به کاریزمای فیزیکی و حضور مقتدرانهاش پیش میبرد. در مقابل، بازیگر نوجوان نقش دختر نجاتیافته، حضوری غافلگیرکننده و قابل توجه دارد و توانسته تعادل خوبی میان آسیبپذیری و جسارت ایجاد کند.
بیل نای در نقش یکی از چهرههای کلیدی و پشتپرده MI۶، حضوری کوتاه، اما مؤثر دارد. تقابل او با استاتهام بیش از آنکه بر پایه اکشن باشد، بر تضاد شخصیتی و جایگاه قدرت استوار است. سایر بازیگران، از جمله مدیر جدید MI۶، بیشتر در خدمت پیشبرد روایت قرار دارند و پرداخت عمیقی نمییابند.
نگاهی کلی به فیلم پناهگاه
«پناهگاه» از آن دسته فیلمهایی است که از همان دقایق ابتدایی، مسیر خود را کاملاً روشن میکند. همه چیز قابل پیشبینی است؛ از هویت قهرمان گرفته تا نوع دشمنان و حتی نتیجه نهایی. این فیلم نه قصد دارد ژانر اکشن را متحول کند و نه تلاشی برای پیچیدهتر کردن روایت انجام میدهد. با این حال، آنچه باعث میشود «پناهگاه» کاملاً از نفس نیفتد، اجرای قابلقبول صحنههای مبارزه و ریتم نسبتاً منسجم آن است.
فیلم در سطح تماتیک، بار دیگر به ایده آشنای «مردی که میخواهد از گذشته فرار کند، اما گذشته او را رها نمیکند» بازمیگردد. میسون، مانند بسیاری از قهرمانان اکشن پیش و پس از خود، تا زمانی که مجبور نشود، دست به اسلحه نمیبرد؛ اما وقتی این لحظه فرا میرسد، تقریباً شکستناپذیر به نظر میرسد. این اغراق، اگرچه باورپذیری را کاهش میدهد، اما دقیقاً همان چیزی است که مخاطبان این نوع فیلم انتظارش را دارند.
از نظر بصری، فیلم از لوکیشنهای سرد و خشن اسکاتلند به فضای شهری لندن میرسد و این تغییر فضا، تنوع نسبی ایجاد میکند. موسیقی و تدوین نیز در خدمت حفظ هیجان هستند، هرچند نوآوری خاصی در آنها دیده نمیشود.
«پناهگاه» فیلمی است کاملاً مطابق انتظار؛ اکشنی سرراست، بدون پیچش داستانی و متکی بر ستاره اصلیاش. اگر به دنبال روایتی متفاوت هستید، این فیلم شما را راضی نخواهد کرد. اما اگر میخواهید یک اکشن سریع و بیدردسر با جیسون استاتهام ببینید، «پناهگاه» دقیقاً همان پناه امنی است که دنبالش هستید.


